مدیریت جلسات در شرکت ها

موضوعات جلسات

  • موضوع جلسه اول:  بررسی نیاز به جلسه در مورد انجام کاری!!!
  • موضوع جلسه دوم: تشریح  لزوم انجام کاری!!!
  • موضوع جلسه سوم: پیگیری انجام کارهای تعیین شده در جلسه قبل که به
    دلیل تاثیر بیش از حد جلسات در انجام امور، این امور همچنان پا بر جا هستند و بازهم این جلسات تکرار می شوند!!!

اعضاء جلسات

  • میرزا بنویس: معمولا از کارشناسان کنترل پروژه هستند فارغ از نوع موضوع جلسه!!!
  • بچه ها: مدیران، کارشناسان، آقایان، خانم ها خلاصه همه، هر کسی که در مورد چیزی نکته ای می دونه یا نمی دونه!!!

زمان شروع جلسات

  • در بسیاری موارد فی البداهه!!!

مدت جلسات

  • با خداست و هر وقت که بزرگ جلسه کاری براش پیش بیاد مثلا گوشیش زنگ بخوره!!!

هدف جلسات

  • اظهار فضل بچه ها، حال گیری از بعضی ها و خود شیرینی پیش بعضی ها!!!

دبیر جلسات

  • همه بچه های با مرام!!!

نظم در جلسات

  • مکالمات ضربدری و همزمان حاضرین جهت افزایش کارایی جلسات!!!

اخلاق در جلسات

  • رعایت تمامی نکات اخلاقی از سوی بچه ها خصوصا سال بالایی ها از قبیل:
    زیرپایی کشی، دروغ گفتن، پرخاش، اهانت و ارعاب کوچکتر ها، بی ارزش کردن کار دیگران، گوش نکردن به نظر زیر دستان مگر به هنگام تائید و تمجیدشان توسط آنها

گزارش تصویری از جلسات

  • اول: تشکر از بالاترین مقام حاضر در جلسه
  • دوم: سخنرانی بالاترین مقام حاضر در جلسه در مورد حساسیت یه چیزی
  • سوم: ضد حال زدن به زیردستان و له کردن اعتماد به نفس آنها
  • چهارم: خوردن اغذیه موجود در جلسات توسط حاضرین جهت بالابردن قدرت حمل در مقابل کتک ها
  • پنجم: پایان جلسه به دلیل تماس تلفنی همسر مقام بالایی در مورد اینکه
    مامانم اینا مامانت اینا ... یا تماس دوستان ذینفوذ ایشان در سایر جاها

سطح پذیرایی از حاضرین

  • فراخور بالاترین سمت در بین آنها متغیر است!!! هر چی مدیرتر یا کارفرماتر بیشتر!!! از هوا تا کله پاچه!!!!

نتیجه جلسات

  • ادامه جلسات!!!
/ 4 نظر / 54 بازدید
رضا

سلام مهندس خسته نباشی تا توی بطن کار نباشی و توی جلسات شرکت نکرده باشی به عمق مطلبی که نگارش کردی نمیشه پی برد ... حقیقت جلسات را به خوبی بیان کردی . ممنون

خیلی باحال بود. کلی خندیدم.اما خداییش همین طوریه

محمد

سلام،واقعا درسته یاد ی خاطره افتادم در یکی از شرکتها که با رانت قسمتی از یکی از فازهای پارس جنوبی را اجرا میکرد مشغول به کار شدم برادر مدیر عامل مسئول بخش ساخت اسپول و اجرای خطوط AG,UG پروژه بود بخدا قسم میخورم که این آقا تا اون زمان از کنار یک پروژه هم رد نشده بود تا برسه به مسئول ی قسمت از پروژه به این مهمی باشه ولی برادر مدیر عامل بود و طبق رسم پروژه های ایران همه جلوش تعظیم میکردند خلاصه گزارشهای این قسمت هر روز نامنظم میومد و با اشتباهات فاحش که آقای سرپرست هم امضا میفرمود دیگه خسته شدم موضوع را نامه زدیم برای آقای مدیر پروژه،در اون زمان ما مشغول تغییرPMSبا هماهنگی کارفرما و مشاور بودیم و خیلی درگیر شکست کار و وزنها و دیگر موارد بودیم چون خلاصه بعد از نامه ما برادر آقای مدیر عامل خیلی عصبانی بود دیگه اصلا ما را تحویل نمیگرفت در جلسه هفته بعد ما بی خبر از همه جا یک دفعه برادر آقای مدیر از پروژه اجازه گرفت و فرمود آقا. مهندس فلانی شما بحث SMPرا به کجا رسوندید؟ من که میدونستم منظورش چیه گفتم SMPچیه ما SMPنداریم مدیر پروژه گفت منظورشون PMS باز. از برادر مدیر پرسیدم اطلاع دارید PMSچی هست؟ گفت نه منم گفتم آماد

محمد

ادامه: برای نصب که حاضرین زدن زیر خنده مدیر پروژه که نمیتونست خودشا کنترل کنه به بهانه تلفن رفت بیرون و سرپرست کارگاه جلسه را اداره کرد و خلاصه بعد برای سرپرست کارگاه توضیحاتی در مورد روند پیشرفت PMSدادیم ولی واقعا جلسات همینطوره که شما نوشتید مخصوصا وقتی کارفرما پول نداشته باشه و پیمانکار طلب کار باشه.