برنامه ریزی


+ دانش یا تجربه؟!

امروزه در ایران شاهد دو دیدگاه غالب هستیم. یکی اعتقاد شدید به دانش و استانداردهای علمی و به اصطلاح استاندارد زدگی و دیگری اعتقاد به تجربه

گروه اول همه چیز را می خواهند با استانداردهای علمی سر و سامان دهند و کتاب مقدس استاندارد را باز کرده و می خواهند هر طور شده آن را بر آنچه در دنیای واقعی می گذرد تحمیل کنند فارغ از اینکه آیا این استاندارد تمام شرایط کار را لحاظ کرده و آیا نیاز به سفارشی سازی ندارد؟

گروه دوم که خود را بانی پیشرفت صنعت می دانند و جز تجربه خود میزانی در دست و قبول ندارند با مخالفت و مانع تراشی در راه استفاده از استانداردهای علمی سعی در در دست نگه داشتن حکمرانی تجربه خود دارند.

حال آنچه با کمی دقت خودنمایی می کند شکاف بین تجربه و دانش است و این به نظر نقص بزرگی در کشورهایی که اراده خروج از جهان سوم را ندارند می باشد.

در نهایت می توان مشاهده کرد که آمیخته بودن دانش و تجربه در کشورهای مترقی رمز موفقیتشان بوده است. آنها با پیشبرد دانش و گسترش مرزهای دانش سعی در درهم تنیدگی دانش و عمل نموده اند. البته آنچه واضح است این کار را با بررسی سایر پیشرفت ها و نه الگو برداری محض (کپی کاری) -که در ایران به وفور مشاهده می شود.- انجام می دهند. به امید روزی که راه بیابیم...

نویسنده : علی رحمتی توکل ; ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٥/۱٤
comment نظرات () لینک